
کاش زمان پیامبر زندگی میکردیم..کاش پیامبر رو از نزدیک میدیدم ..اینجوری یه روز توی مسیرش میشنستم..به امید ی ملاقات و باش صحبت میکردم..بهشمیگفتم گره افتاده تو کارم ...ازش میپرسیدم عاقبتم بخیر میشه!؟ازش میخواستم دعام کنه...نیاز به محبت پدرانه اش دارمکاش من کنیز خونه اش بودم..کاش خاک تو خونه اش بودم..کاش اون چاهی بودم که تو خونه اشه..کاش زمینی بودم که روش راه میره..کاش داشتمشکاش جای اسما بودم..حضرت زهرا رو میدیدم..وای چقد هیجان انگیز ادم مادرشو ببینه..چقد بغل مادرمو میخوام...چقد بغل حضرت زهرا رو میخ...
ادامه مطلب