گلم رو دزدیدن
ناراحت شدمچون دوستش داشتم
ناراحت شدم چون به نقطه ای رسیدم که فکرمیکنم بایدگلا رو ازخونه جدیدم ببرم
چون علاوه بر اینکه گلا رو میدزدن
پدر شوهرمم راضی نیست گل بیارم..
شایدم بردنش بهتره...
شاید چن سال دیگه بخوام گل بکارم
جاشیه گل محمدی روی زمین کاشتم
که بهش عشق میدم مواظبشم..
اونا رو میبرم تو خاک برنطین میکارم
خاک برنطین طلاس..
هرچی بکاری اعم از درختی کهواسه منطقه سردسیره یا گرمسیره سبز میشه...
اصن خوب شد دزدیدنش دزدیدنش بهتر از اینکه خشک بشه..
مگهنه؟!
شاید اونا بیشتر از من مواظبش بشن
فدای سرم..
خیلیچیزای دیگه هست که شاد بشه باش شد.
+ جواب ازمون استخدامی مهدی هم اومدنمیدونم دقیقا جواب دیگه ای هم هست یا نه..
ولی کلیبخاطرش گریه کردم امروز..
خیلی سعی کردم مثل ادمای بزرگ
ادمایی که روحشون بزرگه بزنم به بیخیالی بگم مهم نیست
لابد مصلحت نیست لابد خدا اینجوری خواسته..
اما نشد چون دلبسته بودم امیدوار بودم
اما اخرش بعدکه گریه هامو کردم فکر کردم دیدم مهم نی من و مهدی قراره یه راه طولانی رو باهم بریم قراره کلی چالش پیش بیاد زندگی بی سختی نمیشه اصن قرار نیهمه تلاش ها به نتیجه بینجامه قرار نی به هرچی میخوام برسم بقول حاج اقا پناهیان این دنیا محل نرسیدنه..
جاش مردی دارم که عاشقانه دوستم داره
مردی دارم که نماز میخونه
بهتر از من قشنگتر از من
روزی حلال سر سفره ام میاره کار میکنه عرق میریزه تا رفاه من رو تامین کنه اره داداش اینجوریاس
خداروشکر تن مردم سالمه
اصن انقد که دلیل برای شادی هست
برای ناراحتی نیست مگه نه؟
بقول حاج اقا پناهیان خدا گاهی اوقات پیش بینی هاتو رو خراب میکنه برنامه ریزی هاتو خراب میکنه که بهت درس بده یاد بده..
+هنوزم سه تا درخت لیمو
یه زیتون
یه گل محمدی توی حیاط خونه مهدی اینا هست:)
خدایا شکرت
+میدونم خلم درست حسابی نماز نمیخونم بندگی نمیکنم اما خیلی دوستت دارم و شکرت.
الحمدالله علی کل حال
من بلد نیستم
ولی تو منو راضی کن به رضا و مصلحت خودت
عاشقتم
ما را در سایت منِ در حال تغییر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 116